"واژه‌های کوردی در شاهنامه‌ی فردوسی"

(این مقاله‌ ‌ به‌ نظرم برای دوستداران زبان کهن کوردی و حتی استادان زبان پارسی بسیار جالب است و بدون تعصب می‌گویم نشان از غنا و اصالت زبان کوردی به‌ عنوان یکی ازشاخه‌های زبانهای هند واروپایی و زبانهای کهن فلات ایران می‌دهد،ای کاش اکثر استادان بزرگ زبان و ادبیات پارسی بدون تعصب در مورد زبان کوردی قضاوت می‌کردند و اعتراف به‌ اصالت و غنای این زبان می‌‌کردند و یک گوشه‌ی چشمی هم به‌ این زبان مظلوم می‌داشتند.

 اصل این مقاله‌ که‌ در سایت سارال خبر‌ وجود دارد،‌ متاسفانه‌ مشحون از اغلاط املایی و نگارشی بود که‌ توسط خودم بررسی و ویرایش نگارشی و املایی شده‌ است.(من نمی‌دانم این دوستی که‌ خودشان را دکتر فرهاد عزتی زاده‌ شناسانده‌اند و نشانی اینترنتی  و حتی ایمیل خودشان را هم ذکر نکرده‌اند و‌ این مطلب را نوشته‌ و البته‌ زحمت هم کشیده،‌و نشان از سطح بالای آگاهی و سواد و دلسوزی ایشان دارد، چرا بدون ویرایش آنرا منتشر کرده‌ است،چون کسی که‌ به‌ بررسی کلمات کوردی شاهنامه‌ می‌پردازد حداقل خودش هم باید کمی سواد نوشتن و خواندن کوردی را هم می‌داشت.)ای کاش دوستانی که‌ مقاله‌ و مطلبی را چه‌ به‌ کوردی و چه‌ به‌ پارسی در اینترنت می‌گذارند در مورد املا و نگارش و زبان آن حساسیت به‌ خرج دهند تا این کار رسم شود و دیگران نیز به‌ خود اجازه‌ ندهند مطلبی را همینطور الکی و بدون بررسی اغلاط آن در وب قرار دهند.ما باید هر کداممان بسان پلیس زبان خود باشیم.همچنین کسانی نیز که‌ مطلبی را از سایتی می‌گیرند و در وب‌سایت خود قرار می‌دهند ابتدا منبع آنرا ذکر کرده‌ و سپس حتما به‌ بررسی اغلاط املایی و نگارشی آن بپردازند و تمنا دارم فقط کپی پست نکنند).( لطیف سلطانی)  

در جای جای شاهنامه این نامه‌ی باستان به کلماتی بر می خوریم که در لهجه‌های گوناگون زبان کوردی به ‌صورت هم‌اکنون نیز روزمره از آنها استفاده می گردد.این کلمات در ادب وزبان کوردی کاربرد دارند وبه گمانم از زبان کوردی به دیگر زبانهای مهاجرپذیر راه یافته اند .برخود بایسته دانستم که این لغات را به دوستداران زبان کوردی ارائه نمایم . می نگارم و می گویم که چنین کلماتی در شاهنامه وجود دارد و وجود اسامی و پهوانان و دیوهای متعدد در شاهنامه‌ی کوردی(الماس خان کنوله‌یی) و نبود آنان در شاهنامه‌ای که به فارسی نوشته شده است ما را به تامل وا می دارد .

پهلوانانی چون رستم یک دست و یاران وفاداری چون زرعلی و گلیم گوش و نبود این نامها در شاهنامه‌ی فردوسی عرصه ای است که نیاز به کار و پژوهش ژرف تری دارد.

ریش: در زبان کوردی، ریش به معنی زخم است و همچنین مویی که بر چهره می روید .در کوردی ریش یک معنی استعاری نیز دارد و آن (دل ریش) مجازا به معنی آزرده و ناراحت می‌باشد.

 کسی کو خرد را ندارد به پیش// دلش گردد از کرده‌ی خویش ریش.

 گند: با ضم حرف (گ)(گوند) درزبان کوردی به معنی ده و روستا می باشد:

 سپاهی دد ودام و مرغ وپری// سپه دار با کین وگندآوری.

 گندآور به معنی پهلوان و دلیر به کار رفته و معنی آن سالارگند و سرگروه است .کلماتی همچون گندی‌شاپور که بعدها در اثر استیلای زبان عربی به جندی‌شاپور تبدیل می گردد ، بی ارتباط با این کلمه نمی باشد.همال در کوردی (ها‌وماڵ ) تلفظ می گردد:

 کشیدش سراپای،یکسر دوال// سپهبد برید آن سر ناهمال.

 همال در کوردی (ها‌وماڵ) تلفظ می‌گردد. (مردن باشتره‌ له هاوماڵ که‌می )که معنی آن چنین است که انسان در تلاش و کوشش باشد تا بتواند پیشرفت کند و از همال خویش عقب نماند.یا(مه‌گه‌ر من هاوماڵ(همسن) تۆم)

 دفتر، این کلمه در آیین کهن یارسان(آیین باستانی کوردها) به کتاب مذهبی آنان اطلاق می گردد.کلمه‌ی دفتر به کرات در شاهنامه تکرار شده است و استاد میرجلالدین کزازی نوشته اند که دفتر از کلمه دیفترا (diphtra)گرفته شده است واین کلمه در یونانی به معنی پوستی است که بر آن می‌نگاشته‌اند.

 کنون رزم کاموس پیش آوریم// زدفتر به گفتار خویش آوریم.

 شارسان این کلمه به کرات در شاهنامه استفاده شده است  و در کوردی نیز کاربرد دارد و به معنی شهر و شهرهای بزرگ می باشد و شارستانییه‌ت به معنی مدنیت و تمدن می باشد.

   پسوئیان نام یکی از گروهها و لایه‌گان اجتماعی چهارگانه‌ی دوران جمشید است که به کشاورزان و دامپروران اطلاق می گردید. این کلمه به‌ صورت په‌ز اکنون در کوردی به معنی گوسپند(گوسفند) است.

 برز در پارسی با ضم حرف (ب) تلفظ می گردد و در کوردی (به‌رز) خوانده می شود(با فتح ب) وبه معنی بلند ومرتفع می باشد و برای بلندی قد وارتفاع کوهها وآدمها و ... بکار می رود.
 
به بالا شود یکی سرو برز// به گردن برآرد زپولاد گرز.

 پاره، هم اکنون نیز به معنی پول و واسطه داد وستد در کوردی(کوردستان عراق) بکار می‌رود .در شاهنامه مادر فریدون به صاحب گاوی که فریدو ن از شیر آن تغذیه می نماید چنین می گوید :

 وگر پاره خواهی، روانم تراست// گروگان کنم جان بدان کت هواست

 نوند در کردی به معنی (نوون )یعنی گوساله یکساله می باشد ودرشاهنامه چنین است :

 بیاورد فرزند را چون نوند //چو خرم ژیان، سوی کوه بلند و همچنین:

 بیاورد ضحاک را چون نوند// به کوه دماوند و کردش به بند

 در زبان کوردی (نوون) به معنی گاونر جوان کاربرد دارد و ممکن است ضحاک از لحاظ توانمندی به آن توصیف شده باشد .اما در گذشته در ایران بزرگ گاو مورد احترام بوده و این توصیف خالی از اشکال نمی باشد.دایه،  به معنی مادر در کوردی رواج دارد وبه معنی کسی بکار می رود که نوزادی را شیر داده باشد. در داستان حماسی کاوه و فریدون و ضحاک ، گاوی را که در مرغزار فریدون از شیرش تغذیه نموده و می بالد،دایه‌ی اوست :

بیامد،بکشت آن گرانمایه را // چنان بی زبان مهربان دایه را.

 اروندرود، اکنون این رود در کوردی (ئه‌ڵوه‌ن) تلفظ می گردد.

 ناو، در کوردی به معنی داخل هرچیزی است(نێو) و (ناوده‌روه‌ن ) یعنی( میان دربند)و همچنین (نا) چوبی است که از تنه تراشیده‌ی درختان تهیه می گردد و میان آن را عمق دار می تراشند و به جای آبخور گوسپندان از آن بهره می جویند و همچنین اگر این وسیله‌ی چوبی از دو طرف دسته دار باشد به عنوان وسیله‌ی حمل کاهگل از آن استفاده می شود و آن را (ناوه) می گویند .اکنون کلمات ناو وهمچنین ناوی و ... از این کلمه‌ی کوردی بر گرفته شده است .

 سرسرکشان اندر آمد به خواب// ز ناویدن بادپایان در آب

 یا: زبالا چو پی بر زمین بر نهاد// بیامد فریدون به کردار باد در زبان کوردی (پا و پێڵه‌)به معنی پا و پای افزار است و در محاوره و نوشتار کاربرد دارد.ویر در کوردی هه‌ورامی به معنی فهم و دانش و حافظه است:

 گزیدند پس موبدی تیز ویر //سخنگوی و بینادل و یادگیر

 و یا: نه گهواره دیدم،نه پستان،نه شیر// نه از هیچ خوشی مرا بود ویر.

 تم (با فتح ت)به معنی (مه) و این کلمه در شاهنامه در کلمه (تمیشه) و احتمالا به معنی بیشه‌ی تاریک و مه‌آلود می باشد .

 سلم و تور هر دو از فرزندان  فریدون هستند و از لحاظ معنی و مفهوم در کوردی آنان را مورد بررسی قرار می دهیم :سلَم با کسر حرف  س  به معنی پیش نرفتن اسب در مکان ناشناخته است و اسب از ورود به آن مکان هراس دارد .این خصلت تا حدودی با ویژگیهای سلم همخوان است .تور نیز از فرزندان فریدون است و هردو در قتل ایرج سهیم می باشند و در کوردی به اسب یا استر رام ناشده، تۆر می گویند . به گمانم کلماتی چون تۆریان و تارانن از این کلمه بر گرفته شده اند.
 
فریدون در تقسیم بندی و بخش جهان بین پسرانش ، سرزمین توران را به تور می دهد . یعنی این نام بر گرفته از نام تور فرزند فریدون نمی باشد . در جغرافیای کنونی توران زمین فرارود است و با چین هم مرز می باشد .علاوه بر توران زمین فریدون چین را هم به او می دهد . در زبان کوردی ، پسرانی که نام تورج دارند و همچنین دخترانی که نام توران دارند ، در حالت تغییر اسم ، چه از باب نکوداشت و چه از باب خوارداشت ، توورگ نامیده می شوند و شاید پنداشت که کلمه‌ی تورک تغییر یافته (توورگ) باشد . 

 کۆز جایگاهی است دایره مانند و گرد که با شاخه های درختان محصور می گردد و بره ها و بزغاله ها را در آن نگه می دارند . این جایگاه در داخل و یا در خارج سیاه چادر است . این کلمه در کوزه نیز وجود دارد و همچنین کوردان جنوب علف چشمه را  کوَز   می نامند .

 سپهری که پشت مرا کرد کوز// نشد پست،گردان بجای است نوز.

 بر (به‌ر) در کوردی به معنی دانه و تخم و ثمره‌، همچنین کره ای است که بعد از مشک زنی فراهم می گردد(به‌رمه‌شکه‌) .

یکی داستان گویم،ار بشنوید// همان بر که کارید خود بدروید

 چاشت در کوردی هرگونه وعده ی غذایی غیر از شام و نهار و صبحانه ، چاشت می باشد . (چێشت) همان چیز است و کلماتی چون ( چێشت) و ( چه‌شتن) از یک خانواده هستند.تو گر چاشت را دست یازی به جام// وگرنه خورند،ای پسر! بر تو شام.

 شعر بالا گفتاری است از فریدون که به ایرج می گوید و برادرانش را به او از نظر ناراستی و کژ رفتاری معرفی می نماید.

 سوور، سوور در کردی (سوور ) تلفظ می گردد و به معنی شادی و پایکوبی و عروسی(سوورانه‌) می باشد.

 بدو گفت شاه ای خردمند پور!// برادر همه رزم جوید ، تو سور

 به داغی جگرشان کنی آژده //که بخشایش آرد بر ایشان دده

 آژ در کوردی کلهری به معنی دوختن است . اما دوخت درشت و با فاصله ، مثلا دوختی که به وسیله‌ی جوالدوز صورت بگیرد .به همین مناسبت می توان معادل خیاط را ( آژده‌ر ) گذاشت .

 

بروی در کوردی (برۆ) به معنی ابرو است و در شعر فردوسی نیز چنین است :

 همه دل پراز کین و پرچین بروی// بجز جنگشان نیست چیز آرزوی

میان بسته دارید و بیدار بید// همه در پناه جهاندار بید

 (بوید) در زبان کوردی جنوب به معنی بودن است و در کردی لکی ولری همان( بید) تلفظ می گردد.

کاکوی در کوردی ( کاکه)و (کاکا) به معنی پدر یا برادر بزرگ یا آقا است.در شاهنامه نام پهلوانی دیو مانند است که از ( گنگ دژهوخت  به کمک سلم آمده و به دست منوچهر شاه کشته می شود. در شاهنامه کاکوی نبیره‌ی ضحاک می باشد .

 چرمه یا(چه‌رموو ) در کوردی به معنی سپید است ..مثلا خر چرموو یا اسب چرموو !

پر از خشم و پر کینه ، سالار نو// نشست از بر چرمه‌ی تیزرو

 کنام در کردی(کونا) به معنی سوراخ و همچنین جا و مکان جانوران وحشی در شکاف سنگها و در تنه‌ی درختان است :

 ببردش دمان تا به البرز کوه// که بودش بر آنجا کنام و گروه

یا:دریغ است ایران که‌ ویران شود// کنام پلنگان و شیران شود.

 دیزه

چماننده‌ی دیزه‌ هنگام گرد// چراننده‌ی کرکس،اندر نبرد.

 در کوردی (چه‌مانن) به معنی خم کردن است  چه‌میان  یعنی خم کردن مثل اینکه .در شعر فردوسین به معنی به حرکت در آمدن است.
 
در کوردی دێزوو اسب یا الاغ به رنگ خاکستری و تیره‌ می باشد .در ادبیات کوردی به افراد شوم و نامیمون گویند.

 که‌فتن در کوردی به معنی افتادن است و در شاهنامه نیز به همین معنی می باشد .

 بیامد به تیمار گریان بخفت// همی پوست بر تنش گفتی بکفت.

 خه‌فت در کوردی نیز به معنی خوابیدن است .

 لچ در کوردی به معنی لب است .

خروشان ز کابل همی رفت زال //فروهشته لفچ و برآورده یال.

 لفچ همان لچ یا لب در کوردی می باشد .

 روارو در کردی (ره‌و) به معنی فرار کردن است و از جایی گریختن به صورت دسته جمعی.البته رمه اسبان را نیز (ره‌و) می گویند .

 روارو برآمد ز در گاه سام// مه بانوان خواندنش به نام.

 در اینجا لازم می دانم به موضوعی اشاره نمایم : داستان تنبور نوازی رستم در خوان چهارم و اینکه تنبور ساز کوردان و ساز پیروان آیین کهن یارسان است .

 ده‌شته‌وان به معنی دشتبان و نگهبان می باشد .

 چودرسبزه دید اسب را دشتوان// گشاده زبان شد سوی وی دوان

 تاو

 ترا با چنین پهلوان تاو نیست// اگر رام گردد ، به‌ از ساو نیست.

 تاو به معنی مقاومت و ایستادگی است و هم اکنون در کوردی کاربرد دارد و همچنین به‌ معنی دما وحرارت نیز بکار می‌رود(تاوسان- پڕتاو- خوه‌ره‌که‌ تاوی نییه)‌ .

نخچیر

 به‌ نخچیر شد شهریار جوان// ابا نامور رستم داستان

 که‌ ( نه‌چیر ) در کوردی به‌ معنی شکار و شکار کردن است.
 
کوس

 دریده‌ درفش و نگون کرده‌ کوس// رخ زندگان تیره چون آبنوس

 نه‌ کوس و نه‌ لشکر،نه‌ بار و بنه// همه میسره خسته و میمنه

 اکنون کلمه‌ی ( کۆس- کۆست) در کوردی کاربرد دارد : کۆسم که‌فتن، در مراسم ها و عزاداری توسط زنان و مویه‌ خوانان این کلمه‌ فراوان تکرار میگردد . این وسیله‌ که‌ نقاره‌ی بزرگی است و جنگاوران را به‌ نبرد فرا می خواند و افتادن آن از دست فرماندهان جنگ به‌ معنی شکست و عقب نشینی بوده است.

 لاو

 به‌ لاوان مرا دیده‌ای روز جنگ// به‌ آورد، با تیغ هندی به‌ چنگ

 لاو در کردی کلهری به‌ معنی سیل است . به‌ پیروی از این کلمه‌ ، کلماتی مثل( لاو که‌ن ) یعنی جایی که‌ لاو آنرا کنده است و (لاو مالک) یعنی چیزی که‌ لاو آنرا با خود آورده‌است ، کاربرد دارد.
 
دیده‌ در کوردی به‌ معنی چشم است.  دیده‌که‌م

 بدین مژده‌ گر دیده‌ خواهی، تراست// که‌ این مژده‌ آرایش جان ماست

 آغال

 تو لشکر برآغال بر لشکرش// از انبوه‌ ما خیره‌ گردد سرش

در کوردی کلهری ( ئاخڵ ) به معنی  آغل  است و کلماتی چون ( ئاخڵه ) به‌ معنی حلقه‌ی سیاه زیر چشم ویا حلقه‌ی دور ماه کاربرد  دارد .

 تژاو پهلوانی تورانی و داماد افراسیاب است . افراسیاب تاج خودرا به‌ هدیه به‌ او داده‌ است و به معنی ( تێژاو )آبی که‌ باقدرت سرازیراست(تاڤگه‌) در زبان کوردی است .


              نویسنده: دکتر فرهاد عزتی زاده

                 منبع: سایت سارل خبر

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

مه‌ته‌ڵی کوردی پنجشنبه هجدهم دی 1393 21:59
مه‌ته‌ڵی کوردی"

چیستان در ادبیات کوردی

 ئه‌ده‌بییاتی ده‌وڵه‌مه‌ندی فۆلکلۆری(شفاهی)کوردی بریتیه‌ له‌ هه‌شت به‌ش:

1) ئه‌فسانه‌

2)چیرۆک(داستان)

3)گۆرانی(ترانه‌های محلی‌)

4)په‌ندی پێشینیان(ضرب‌المثل)

5)گاڵته‌ و گه‌پ(طنز)

6)مه‌ته‌ڵ(معما و چیستان)*

7)کایه‌ و یاری

8) به‌یت(منظومه‌های عاشقانه‌،حماسی،دینی)

مه‌ته‌ڵ،(معما،چیستان) خوه‌ی به‌شێکه‌ له‌ ئه‌ده‌بییاتی فۆلکلۆری کوردی،که‌ له‌ دێرزه‌مانه‌وه‌ باو باپیرانمان مه‌جلیس و دیوه‌خان و ماڵه‌کانیان پێ ئاوه‌دان کردۆته‌وه‌ و دانیشتنه‌که‌یانی گه‌رموگوڕ کردووه‌.مه‌ته‌ڵ بۆ حه‌سانه‌وه‌ی مێشک و به‌سه‌ر بردنی کات سوودی هه‌یه،‌ هوشیار و ژیر له‌وانی‌تر جیا ئه‌کاته‌وه‌،مه‌ته‌ڵ به‌ شێوه‌یه‌کی نادیار یا ته‌ماوی ئه‌وترێت و ڕاستی و دروستی و مه‌به‌سته‌که‌شی پێویستی به‌ بیر و ڕامان و بیرکردنه‌وه‌یه‌،هه‌ر چه‌ند ئێستا سه‌رده‌می ته‌کنۆلۆژیایه‌ به‌ڵام ژیان به‌ هه‌موو جه‌نجاڵی و ناخوه‌شی و ئێش و ئازار و ڕاکردن به‌ دوای بژیوی ژیاندا پێویستی به‌م جۆره‌ ئه‌ده‌بییاته‌ هه‌یه‌ تا تاوێک خه‌م و په‌ژاره‌ و ناخۆشی له‌ دڵ و ده‌روونماندا بڕه‌وێنێته‌وه‌‌ و نه‌وه‌ی داهاتووش ئه‌م ئه‌مانه‌ته‌ بپارێزن و له‌ بیری نه‌که‌ن.

 

نموونه‌ی بیست مه‌ته‌ڵی کوردی که‌ خۆم هه‌ڵم‌بژاردوون‌:

بزانم کام له‌م مه‌ته‌ڵانه‌ ده‌توانی جواو به‌یته‌وه و هه‌ڵیان بێری‌! 

1- وه‌ نیمه‌یی پڕە وه‌ پڕی نیمه‌یە ؟

2- قەڵای گەچیی ڕێت نییە بچی ؟

3- به‌ ده‌ست ئه‌یچێنی به‌ چاو ئه‌یدووری؟

4- به‌ چوار ئه‌خشێ،به‌ دووان ئه‌چێ،به‌ سیان ئه‌شه‌لێ؟

5- بێ قاچ و باڵە، کە ئه‌مرێ گۆشتی حەڵاڵە ؟

6- بە سەد و یەک برا ،ڕیخۆڵەیەکیان هەیە ؟

7- به‌ سه‌ر په‌نجه‌،به ‌ڕۆح چواره‌،به ‌قاچ هه‌شته‌؟

8- پیاوێک له‌ دایک نه‌بووه‌ مردووه‌،یه‌کێکیش له‌دایک بووه‌ نه‌مردووه‌؟

9- پێسی له‌ ناوه‌، گۆشتی له‌ ده‌ره‌؟

10- چوارده‌وری ئاوه‌،ناوه‌ڕاستی ته‌نووره‌ ؟

11- ده‌بار دار هه‌ڵئه‌‌گرێ،بزمارێک هه‌ڵناگرێ ؟

12- دووانی له‌ خوه‌ره‌، سیانی له‌ سێوه‌‌ره‌،تۆ زیره‌ک به‌ ناویان به‌ره‌؟

13- هه‌ی خه‌نه‌خه‌نه‌ هه‌ی زه‌رده‌خه‌نه‌،سه‌د سندووق له‌ بان سندووقێ به‌نه‌؟

14- دوو بان، دوو دووکان،هه‌شت مه‌ڕ و دوو به‌ران؟

15- سێ گا، نۆ گایان خوارد؟

16- ئه‌یبینی له‌ به‌رت نییه‌،له‌ به‌رته‌ نایبینی؟

17- سایه‌قه‌ی ساماڵ،هه‌وری فه‌ره‌نگی،دوو ئاو له‌ جامێ،هه‌ریه‌ک له‌ ڕه‌نگی؟

18- ئه‌وه‌ چه‌س‌ به‌شه‌ر ئه‌یبینێ،خوا نایبینێ؟

19- سێ به‌ی سێ زه‌رده‌به‌ی،سێ هه‌نار سێ ژه‌هری مار؟

20- چاڵێکمان هه‌س‌ چل گه‌زی،فاته‌ و کوبرای تێ‌به‌زی، پڕ ناویشییه‌ له‌ ده‌رزی؟ 

 

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

"غلط ننویسیم "(کلمات هم‌آوا) سه شنبه نهم دی 1393 21:2
"غلط ننویسیم "(کلمات هم‌آوا)

 

1- مفروض=فرض شده  مفروز=جداشده‌

2- منتفی=نابودشده  منطفی=خاموش شده

3- غیظ=خشم   غیض= اندک

4- محظور=ممنوع  محذور=مانع

5- مستور=پوشیده  مسطور=نوشته شده

6- اتلال=توده‌ی خاک  اطلال=ویرانه‌ی بازمانده‌ی خانه

7- تعویض=عوض کردن  تعویذ=دعایی که می‌نویسند و به گردن آویزند

8- ثمر=میوه  سمر= افسانه

9- جذر=ریشه   جزر=پایین رفتن آب دریا 

10 - حوزه=ناحیه  حوضه=مقدار زمینی که رودخانه‌ای آنرا مشروب می‌کند

11 - استجاره=پناه بردن  استیجار=اجاره کردن

12- انتساب=نسبت داشتن  انتصاب=گماشتن

13- انتهی=پایان یافت   انتها=پایان

14- برائت=بی‌گناهی  براعت=کمال فضل و ادب

15- برگذارکردن=انجام دادن    برگزارکردن= برعهده گرفتن

16- بنیاد=پایه‌ی بنا    بنیان=ساختمان

17- بها=قیمت  بهاء=روشنایی

18- صدره=قسمت بالای سینه  سدره=نوعی پیراهن زرتشتیان

19- طوفان=باد و باران شدید  توفان=غران،خشمگین

20- زکی=پاکدامن  ذکی=تیزهوش

21- ذلت=خواری  زلت=خطا 

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

164مین شماره‌ی ماهنامه‌ی ادبی،اجتماعی،فرهنگی "مهاباد" منتشر شد  

fgrfgr

ماهنامه‌ی وزین کوردی- فارسی مهاباد که‌ شاید به‌ جرات بتوان گفت تنها ماهنامه‌ی کوردی منتشره‌ در کوردستان ایران است که‌ بعد از توقف انتشار مجله‌ی سروه‌ تنها یادگار استاد هێمن بزرگ،سالهاست جای خالی سروه‌ را به‌ خوبی پر کرده‌ است. مهاباد با مدیرمسئولی کاک احمد بحری و شورای نویسندگان که‌ عبارتند از عزیزان:عزیز ولیانی،نسرین جعفری،سواره‌ فتوحی،امین گردیگلانی و علی اسماعیل زاده‌ اداره‌ می‌شود.این ماهنامه‌ در شهر مهاباد شهر شاعران و عالمان کورد منتشر می‌شود.امید است دوستداران اهل مطالعه‌ و فرهنگ و ادب کوردی با تهیه‌ی آن بر مطالعات و آگاهیهای خود در این زمینه‌ بیافزایند. یکی از بخشهای زیبا و جالب این ماهنامه‌ قسمتی است تحت عنوان "که‌ونه‌نیشتمان" که‌ در هر شماره‌ چند عکس قدیمی مربوط به‌ اشخاص و مکانهای گذشته‌ی کوردستان منتشر می‌شود. در ضمن دوستان حتما هنگام تهیه‌ی مهاباد زمینه‌ی رایگان کانی شماره‌ 64 را نیز که‌ مخصوص کودکان است از نشریه‌‌فروشیها‌ تحویل بگیرید.  

فهرست مطالب این شماره‌:  

hjhgyhk

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

 haya7-8

"هایا" وه‌رزنامه‌یه‌کی فه‌رهه‌نگی، ئه‌ده‌بییه‌‌ له‌ دوو به‌شی کوردی و فارسیدا،که‌ به‌ به‌رپرسیاره‌تی کاک ئازاد محه‌مه‌دی و سه‌رنووسه‌ریی کاک ئه‌نوه‌ر ڕه‌وشه‌ن.

هه‌روه‌ها ده‌سته‌ی نووسه‌ران که‌ بریتین له‌م ئازیزانه‌:  ئیبرایم محه‌ممه‌د حسێنی،حامیدکۆنه‌پۆشی،ئومێد وه‌رزه‌نده‌،عه‌دنان حسێنی،مه‌هدی خووندل و ڕه‌ووف جیهانی بڵاو ده‌بێته‌وه‌.

بابه‌تی فایلی ئه‌م ژماره‌یه‌ی هایا ته‌رخان کراوه‌ بۆ "فه‌لسه‌فه‌ و هونه‌ر و ئه‌ده‌بی منداڵان" که‌ چه‌ند وتارێکی به‌نرخی له‌م بواره‌دا‌ له‌ خۆ گرتووه‌،ئه‌م بڵاڤۆکه‌ له‌ شاری مه‌ریوان چاپ ده‌بێ.هایا بڵاڤۆکێکه‌ به‌ وتارگه‌لێکی ده‌وڵه‌مه‌ند و پڕناوه‌ڕۆکی تیۆری و ڕه‌خنه‌یی، بۆ ده‌وڵه‌مه‌ند کردنی هه‌رچی زیاتری فه‌رهه‌نگی کۆمه‌ڵگای کوردی.

هیوادارم هۆگرانی خوێندنه‌وه‌ و کتێب به‌ ده‌ست‌خستنی ئه‌م وه‌رزنامه‌یه‌ ئاگایی و وشیاری و موتاڵای خۆیان له‌ بواری فه‌رهه‌نگی کۆمه‌ڵگاکه‌یانه‌وه‌ ببنه‌ سه‌رێ. بابه‌تی فایلی ژماره‌ی داهاتووی هایا له‌ سه‌ر "کوردستان و هۆکاری پێکه‌وه‌ ژیانی ئاشتییانه‌ی ئایین و فه‌رهه‌نگه‌کان"ه هاوڕێیان ده‌توانن وتار و بابه‌ته‌کانی خۆتان له‌م بواره‌دا به‌ ئیمه‌یلی هایا hayagovar@gmail.com بۆمان بنێرن. شایانی وتنه‌ هایا وشه‌یه‌کی جوانی کوردییه‌ به‌ مانای:ئاگا و وشیار.

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

ڕادیۆی پەبڵیک سێرڤیسی سوید بڵاوی کردەوە، ئەمڕۆ چوارشەممە نووسەرو چالاکوانی کورد (موحەڕەم ئابی) خەڵاتی تۆخۆڵۆفسکی وڵاتی سویدی بەدەست‌هێنا.
ڕادیۆی پەپلیک سێرڤیسی سوید لە سەعات (1:20) خولەکی پاش نیوەڕۆی ئەمڕۆ ئاشکرای کرد، موحەڕەم ئابی نووسەر و چالاکوانی کورد لە باکووری کوردستان خەڵاتی تۆخۆڵۆفسکی وڵاتی سویدی بەدەست‌هێناوە، ئەوەش بەهۆی ئەوەی ناوبراو توانیویەتی ڕێژەیەکی بەرچاو   کتێب بۆ زیندانیانی وڵاتەکەی دابین بکات.
موحەڕەم ئابی، یەکێکە لە نووسەر و پارێزەرە دیارەکانی باکووری کوردستان کە سەرپەرستی ڕێکخراوی خێرخوازی ئایدیاڵ دەکات و چەندین کتێب و چیرۆک و ئەدەبییاتی مناڵانی نووسیوە.
هەروەها ناوبراو بە سەدان کتێبی بەسەر زیندانیانی باکووری کوردستاندا دابەش کردووە و کوردستان و جگە لەوەش لە لایەن حکوومەتی تورکیاوە (چوار) ساڵ زیندانی کرا بە تۆمەتی ناوزڕاندنی تورکیا، بەتایبەت لە سمینارێکی پەرلەمانی سویددا.
وا بڕیاریشە لە ڕێکەوتی (15/11/2014) خەڵاتەکە بدرێتە موحەڕەم ئابی، ئەوەش وەک ئاماژەیەک کە لەو ڕۆژەدا زیندانی کرا.

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

سروودێک بۆ کۆبانێ له‌ دوکتۆر ڕه‌فیق سابیر پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 16:32
jjjjj

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

دووه‌مین ژماره‌ی ڕێزان بڵاو کرایه‌وه‌ پنجشنبه بیست و نهم آبان 1393 16:31
nnnnnnn 

دووه‌مین ژماره‌ی ڕێزان بڵاو کرایه‌وه‌ 

گۆڤاری "ڕێزان" گۆڤارێکی چاندی،ئه‌ده‌بی،جڤاکییه‌،که‌ تازه‌ هاتۆته‌ نێو بڵاوڤۆکه‌کانی کوردستان،به‌ دوو زمانی کوردی- فارسی ده‌رده‌چێت و تا ئێستا دوو ژماره‌ی لێ بڵاو کراوه‌ته‌وه‌.ئه‌م گۆڤاره‌ له‌ تاران چاپ ده‌بێ و خاوه‌ن ئیمتیازه‌که‌شی داوود ڕیواز به‌ به‌رپرسیاره‌تی فرووغ ئه‌رکیان و به‌رپرسی به‌شی کوردییه‌که‌شی کاک عوممه‌ر وه‌له‌د‌ به‌گییه‌.

هیوادارم خوێنه‌ران و هۆگرانی کتێب و خوێندنه‌وه‌ "ڕێزان"له‌ بیر نه‌که‌ن، سه‌کۆیه‌کی جیاوازه‌ بۆ بیره‌ جیاوازه‌کان.

.........................................................................

 دومین شماره‌ی ریزان منتشر شد  

ماهنامه‌ی" ریزان "(در کوردی به‌ معنای صاحب ارج و احترام)ماهنامه‌ی فرهنگی،ادبی،اجتماعی نوپایی است که‌ تازه‌ پا به‌ عرصه‌ی مطبوعات کوردستان نهاده‌ است،به‌ دو زبان کوردی- فارسی منتشر می‌شود،این ماهنامه‌ در تهران چاپ می‌شود،صاحب‌امتیاز داوود ریواز،سردبیر فروغ ارکیان و مسوول بخش کوردی آن عمر ولدبگی است.

امید است مخاطبان و عاشقان کتاب و مطالعه‌ "ریزان" را فراموش نکنند،سکویی است متفاوت برای اندیشه‌های متفاوت.

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

  جووله‌که‌کانی کوردستان کاتی خۆی لێره‌ به‌ هه‌زار ڕه‌نج و سووکایه‌تی کاریان ده‌کرد و هه‌رچی ده‌رامه‌تی خۆیان هه‌بوو نیوه‌یان ده‌نارده‌وه‌ بۆ ئیسرایل تاکوو ئه‌وان بتوانن ده‌وڵه‌تێک بۆ خۆیان دروست بکه‌ن و  بزانه‌ چۆن دروستیشیان کرد و نیشتنه‌ سایه‌شی و ئێستا ئیسرایل یه‌ک له‌ زلهێزه‌کانی دنیایه‌،ئیمپراتۆره‌که‌ی ژاپۆن کاتی خۆی وتی من پرته‌قاڵی خارجی ناخۆم تا جووتیاری ژاپۆنی به‌ ده‌ستی خۆی به‌رهه‌می نه‌هێنێت،وایان کرد و بوونه‌ ئه‌و ژاپۆنه‌ی ئه‌مڕۆ.به‌ڵام ئاخۆ کام له‌ ئێمه‌ی کورد ته‌نانه‌ت  سه‌رۆک و سه‌رکرده‌کانیشمان وامان کردووه‌،ئێمه‌ میلله‌تی قسه‌ین نه‌ک‌ کرده‌وه‌،له‌ نێو یه‌کدا دڵپیس و خراپین ئه‌خلاقمان نه‌ماوه‌،یه‌ک نین،خۆخۆرین،بۆ لێدان و کوشتنی خۆمان زرنگین و بۆ بێگانه‌ وه‌کوو مشک ده‌ترسین،نه‌فره‌ت له‌ داگیرکه‌ر له‌ نێو دڵ و مێشکماندا هێشتا دروست نه‌بووه‌،سه‌رمان لێ‌شێواوه‌،ڕه‌خنه‌ له‌ یه‌کدی قبووڵ ناکه‌ین، فه‌رهه‌نگ و زمان و مێژوو و هه‌رچی شتی خۆمانه‌ به‌ که‌م و سووک چاو لێده‌که‌ین،له‌ گه‌ڵ منداڵه‌کانمان به‌ زمانی بێگانه‌ قسان ده‌که‌ین، مریشکی بێگانه‌ لامان قازه‌،نه‌زانین،نه‌زانین،نه‌زانین...هه‌موو ئه‌مانه‌ ده‌رده‌ کوردن.داخه‌که‌م بۆ وامان به‌ سه‌ر هاتووه‌؟تا وا بین نه‌گبه‌تی به‌رۆکمان به‌ر نادات.خۆزگه‌ سه‌رۆکه‌کانیشمان وه‌کوو کاک فه‌رهاد پیرباڵ بوونایه‌ که‌ له‌ به‌رنامه‌ی شه‌قامی( ان.آر.تی )دا داخی دڵی خۆی چۆن هه‌ڵده‌ڕشت.

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |

ماهنامه‌ی وزین کوردی- فارسی مهاباد که‌ شاید به‌ جرات بتوان گفت تنها ماهنامه‌ی کوردی منتشره‌ در کوردستان ایران است که‌ بعد از توقف انتشار مجله‌ی سروه‌ تنها یادگار استاد هێمن بزرگ،سالهاست جای خالی سروه‌ را به‌ خوبی پر کرده‌ است.

مهاباد با مدیرمسئولی کاک احمد بحری و شورای نویسندگان که‌ عبارتند از عزیزان:عزیز ولیانی،نسرین جعفری،سواره‌ فتوحی،امین گردیگلانی و علی اسماعیل زاده‌ اداره‌ می‌شود.این ماهنامه‌ در شهر مهاباد شهر شاعران و عالمان کورد منتشر می‌شود.امید است دوستداران اهل مطالعه‌ و فرهنگ و ادب کوردی با تهیه‌ی آن بر مطالعات و آگاهیهای خود در این زمینه‌ بیافزایند.

یکی از بخشهای زیبا و جالب این ماهنامه‌ قسمتی است تحت عنوان "که‌ونه‌نیشتمان" که‌ در هر شماره‌ چند عکس قدیمی مربوط به‌ اشخاص و مکانهای گذشته‌ی کوردستان منتشر می‌شود.

در ضمن دوستان حتما هنگام تهیه‌ی مهاباد زمینه‌ی رایگان کانی شماره‌ 63 را نیز که‌ مخصوص کودکان است از نشریه‌‌فروشیها‌ تحویل بگیرید.  

فهرست مطالب این شماره‌:   

fwer

نوشته شده توسط له‌ تیف   | لینک ثابت |